ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
49
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
فرمود و روز شنبه چهارم ربيع الاول واقعهء شهزاده چينك پولاد نور معروف به ببرى به حدود اشنويه بر دست خليل اتابك . و در منتصف ماه جمادى الاولى سلطان عالم را از خاتون ايلترمش پسرى مهرچهر در وجود آمد و نامش محمد طيفور نهاد از فرط محبت و مودتى كه به سلطان الاوليا بايزيد و مشايخ كبار رحمهم اللّه داشت نام سه پسر بسطام و بايزيد و طيفور كرده ، چه يقين كرده بود كه آنچ درونهاى پاكان كند هيچ سپاه جرار و تيغ و تير و تبر نتواند كرد . آنچه در نيم شب كند زالى * نكند هيچ خسروى سالى و روز دوشنبه منتصف ماه رجب وصول ياغميس و عرب از جانب مشرق بود و درگاه تيمور قان و رسانيدن اخبار خير و آوازهاى خوش ، و روز پنجشنبه هفدهم شعبان وصول بايتمش پسر بادان از قوم اويغور برادر سونجاق آقا بيتكچى ، و هشدهم شعبان مسير رايات همايون پادشاه به زمين گشتاسبى بر سبيل صيد و اصطياد و نخجير و شكار ، و روز سهشنبه بيست و دوم با ساحل دريا رجوع نمود و روز چهارشنبه بيست و سيم شعبان كوچ از يورت گاو بارى و نزول به جوى نو ، و باز وصول ايلچيان از حضرت تيمور قان و سنقور و جره بازد ( ؟ ) 59 بتنسوق آوردن ، و در غرهء ماه رمضان سنهء خمس اسلام آوردن نجيب الدوله با جماعتى اطباى بنى اسرائيل و خوردن دو غبا به گوشت از براى صحت دين ، و روز يازدهم شوال طوى كردن ايلچيان قان به اردوى بلغان خاتون معظمه و به سيورغامشى و اصطناع اختصاص يافتن ، و انبعاث فتنه و اثارت فتور سيد تاج الدين ارغوداق و نصب رايت رفع و ايغاقى وزرا صاحبان سعد الدين و رشيد الدين ، فرمان نفاذ يافت تا او را به يارغو كشيدند و گروهى مفسدان و غمّازان به موافقت او چون رعد و برق بانگى نامفهوم مىداشتند و چون صداى ندا دعوى بىمعنى ميكرد [ ند ] در معرض يارغو گناه برايشان ثابت